سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
382
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
آيه نظر و تأمّل است چه آنكه ظاهر آن اينست كه كفّاره به واسطه عود مرد قبل از اينكه جماع كند واجب مىشود يعنى زمان آمدن و واجب شدنش قبل از تماس است ولى نه بطور مطلق بلكه مشروط به اينكه تماس يعنى جماع واقع شود . و حاصل كلام آنكه مدّعاى ما اينست كه تا عمل وطى واقع نشده كفّاره به ذمّه نمىآيد و مجرّد قصد بر اين فعل كافى در لزوم كفاره نيست و آيه شريفه نيز بيش از اين دلالت ندارد كه مرد پس از ظهار اگر از آن عود نمود و از ترك جماع منصرف شد و عازم بر تماس همسرش شد كفاره قبل از وقوع عمل وطى به ذمّهاش مىآيد به شرط آنكه اين عمل در خارج حتما واقع گردد . قوله : لا بمعنى وجوبها مستقرّا بارادته : ضمير در [ وجوبها ] به [ كفاره ] و در [ بارادته ] به ( ظهاركننده ) راجع است . قوله : تحريم وطيها حتّى يكفّر : ضمير در [ وطيها ] به [ زنى كه مورد ظهار قرار گرفته ] راجع بوده و ضمير فاعلى در [ يكفّر ] به [ ظهاركننده ] عائد است . قوله : فلو عزم و لم يفعل و لم يكفر : ضمائر فاعلى تماما به ( ظهاركننده ) راجع است . قوله : ثمّ بداله فى ذلك : كلمه [ بدا ] در اينجا يعنى انصراف حاصل شد و ضمير در [ له ] به ( ظهاركننده ) راجع بوده و مشار اليه [ ذلك ] عزم بر دخول مىباشد و حاصل مراد اينست كه از عزم و تصميمى كه بر دخول داشت منصرف شد . قوله : فطلّقها سقطت عنه الكفّارة : ضمير فاعلى در [ طلّقها ] به [ ظهار